خامنهای نابترین رهبر زمانه؛ نگاهی به آرمانها و دغدغههای امام شهیدان انقلاب اسلامی
گذری بر زندگانی
رهبر عزیزم! یگانه روزگار که در ۲۹ فروردین سال ۱۳۱۸ در مشهد علیبنموسیالرضا (ع) دیده به هستی گشودی! در وصف گلستانی که در آن، گل وجودت شکوفا شد همین بس که اجداد و نیای پدری و مادریات، همه از علماء و بزرگان بودند. پدر بزرگوارت، آیتالله سید جواد خامنهای، بهعنوان مجتهد و عالمی صاحبنظر و پارسا در مشهد شناخته میشد و مادر گرامیات نیز فرزند عالم بزرگ، آیتالله سید هاشم نجفآبادی بود. اراده الهی بر آن بود تا در دامان مادری مؤمن، اهل علم، ادب و فضل که نام نیکویش خدیجه بود، بالیده شوی. (۱)
مادری که مأنوس با قرآن و تفاسیر و کتب تاریخی بود و زندگی انبیا و شخصیتهای قرآنی را در قالب داستان و روایتهای شنیدنی برای فرزندانش بازگو میکرد؛ مادری که اهل تهجد، نماز، دعا و مستحبات بود و قرآن را با صدایی خوش برای نور چشمانش تلاوت میکرد تا لطافت و نورانیت کلام خدا در جانشان رخنه کند؛ مادری که فرزندانش در وصف او چنین میگویند: «بانویی خوشسخن، سنجیدهگو، حافظ آیاتی از قرآن، صریحاللهجه و بسیار تأثیرگذار در تربیت و بالندگی فرزندان بود.» (۲)
بانویی که به دیوان حافظ تسلّط داشت و روح و جان عزیزان جانش را با اشعار خواجه مأنوس و محظوظ میکرد تا لسان و بیان فرزندانش قویّ و غنیّ گردد؛ بانویی که به شجاعت و بصیرت شناخته میشد و همواره حامی و مشوق پسرانش در مبارزات سیاسی بود. (۳)
پدر امت
روح بلند پیشوای بزرگ ملّت شریف ایران و آزادیخواهان جهان و امت اسلامی، حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای (قدّس الله نفسه الزّکیة) در سحرگاه روز جمعه ۹ اسفند ۱۴۰۴ش، به ملکوت اعلی پیوست و به تأسّی از جدّ بزرگوارشان، امام علی بن ابیطالب (علیهالسلام)، جام نوشین شهادت را عاشقانه سرکشید و به لقاء پروردگارش شتافت و اینگونه یکی از تلخترین حوادث روزگار برای ملّت انقلابی ایران رقم خورد و امام خامنهای عزیز به دست شقیترین دولتهای استکباری زمان، به آرزوی دیرین خویش نایل آمد.
ناتوی فرهنگی دشمن را در فضای اینترنت جدی بگیریم
سالهاست در فضای اینترنت زندگی می کنم بخش مهمّی از زندگی من با اینترنت آمیخته شده است آن روزهای اوّل که وبلاگ نویسی را شروع کردم بیشتر می خواستم از خاطرات دفاع مقدس مطلب بنویسم از دوستانم از بچه های سپاه از رشادتهایشان از خوبیها و از بدیهای دوران دفاع مقدّس از خودم بنویسم از مبارزات زمان شاه از نوجوانانی که در مکتب عشق به خمینی مرد شده بودند، از تظاهراتهای زمان حکومت طاغوت، از خیابانهای تهران توی اون روزهای آتش و خون، حقیقتش، مدّتی هم نوشتم امّا نتوانستم ادامه بدم از یک طرف وضعیّت سیاسی کشورم به علّت وجود جریانات مشکوک حسّاس بود و از طرف دیگه فعّالیّتهای بسیار مخرّب دشمنان اسلام و انقلاب را در فضای اینترنت با پوست و خونم احساس می کردم یک روز به خودم اومدم، دیدم وسط میدان نبردم أمّا این دفعه نبردی در نهایت نامردی، دشمن در این نبرد از ابزار موشک، بمب شیمیایی، بمب خوشه ای و مین ضدنفرو گروهی جهشی استفاده نمی کنه، در این نبرد دشمن در فکر شهید کردن مردم ما نیست!! دیدم اون در این نبرد به دنبال یارگیریه!!!