کلیدواژگان: تبلیغ، تبلیغات ضد دینی، روششناسی، فضای مجازی، راهکارهای مقابله.
مقدمه
در طول تاریخ، اندیشه و اعتقادات الهی، از جایگاه خاصّی برخوردار بوده است و افراد سلطهگر نیز نتوانستهاند آن را از بین ببرند؛ چون عقاید و ادیان الهی از بین رفتنی نیست و امروز جهانیان شاهد رشد اسلامگرایی از یک سو، و اسلامستیزی از سوی دیگر، در جوامع غربی، از جمله اروپا و آمریکا هستند.
کشورهای غربی و جوامعی که گستردهترین رسانهها و فضای مجازی را در اختیار دارند و با تمام توان، زندگی دنیوی و گرایش به لذّات و مادیات و انسانمحوری را اشاعه میدهند، نمیتوانند رویش بیش از پیش دین را که شعار پرهیز از دنیاطلبی، کمالجویی معنوی، حرکت به سوی انسان الهی و در نهایت، آرامش الهی را سرمیدهد، تحمّل نمایند. این رویش دینی در دهههای اخیر، پس از پیدایش پدیده انقلاب اسلامی در ایران، اقلیتهای مسلمان در کشورهای غربی، بهویژه در اروپا و آمریکا، در پرتو آن بیدارتر شدند و زمینه شناخت افراد و اشخاص غیرمسلمان به دین اسلام را فراهم آوردند.
دینستیزی در غرب، توسط دولتها و نهادها و رسانههای وابسته به صهیونیسم جهانی تبلیغ و تشدید میشود؛ امّا مسلمانان مقیم کشورهای اروپا و آمریکایی، از مبانی اعتقادی و سیاسی و فرهنگی خود دفاع میکنند؛ همچنانکه با احداث و ایجاد مراکز دینی، مساجد، مدارس اسلامی، پوشش و حجاب اسلامی و برپایی نماز جماعت، حضورشان را اعلام نموده و از تبلیغات ضد دینی و تهمتهای ناروا مانند تروریسم، خویش را تبرئه میکنند.
رسانه ها، مؤسّسات و اشخاص در غرب با ساخت فیلمهای ضدّ دینی و اسلامی، توهین به مقدّسات، چاپ کتاب و کاریکاتور، پاره کردن کتاب مقدّس قرآن و ایجاد هزاران وبگاه ضدّ دینی در فضای مجازی، هدفی جز تضعیف و تخریب چهره اسلام و مسلمانان نزد سایر ملل غیراسلامی ندارند تا به این وسیله، در راستای تحقّق اهداف صهیونیستها خدمت کنند و سبب جلوگیری از گرایش مردم جامعه خود به دین اسلام شوند. امواج جدید تبلیغات ضدّ دینی در فضای مجازی، حاکی از آن است که دولتها و رسانههای غربی، گسترش بیداری اسلامی و گرایش به اسلام را تاب نمیآورند و با تبلیغات نادرست میکوشند چهره اسلام را در جهان، تیره و تار نشان دهند.
بر این اساس، شناخت روش های جدید و گوناگون در این زمینه به مبلّغان کمک می کند با آشنایی راهبردی تاکتیک های دشمن، محتوای غنیّ دینی را متناسب با نیاز مخاطب ارائه نماید. این وظیفه به حکم و دستور قرآن کریم وجود دارد که به تبلیغ دین پرداخته شود تا جایی که هر دیندار، یک مبلّغ باشد. در این میان، فضای مجازی فرصتی برای تبلیغ است که افراد آشنا به این فضا میتوانند به رسالت دینی خود عمل کرده و به تبلیغ دین در این فضا بپردازند.
یکی از جدّیترین آسیبهای فضای مجازی در حوزه دینی، دسترسی آسان به پایگاههای ضدّ دینی است که از جمله موانع تبلیغ دین محسوب میشود. دسترسی آسان به وبگاههای ضدّ دینی و نبودِ اعتبارات کافی برای تبلیغ دین، از ضعفهای تبلیغ دین به شمار میرود که باید تلاش نمود از این فعّالیّتهای ضدّ دینی در فضای مجازی ممانعت کرد.
فضای مجازی و ویژگیهای منحصربهفرد آن، موجب شده با وجود کاربردهای فراوان و متنوّعی که دارد، مسائل و تغییرات جدیدی در دنیای واقعی ایجاد کند؛ چراکه این فضا کاملاً در تعامل با جهان واقعی قرار میگیرد و همه چیز را در دنیای واقعی تغییر میدهد و به رقابت با آنها میپردازد، جایگزین میشود و آنها را پس میزند.
نمی توان تصوّر کرد که فرزندان این ملّت بزرگ شوند، رشد کنند، به دانشگاه بروند و وارد حوزه های مختلف شوند؛ امّا با رایانه سروکار نداشته باشند و شبکه جهانی اینترنت را نشناسند. دنیای امروز، دنیای تلویزیون، ماهواره، کامپیوتر، اینترنت و تلفن همراه است؛ این تکنولوژی های جدید چنان با سرعت وارد زندگی بشر شده و راه نفوذ خود را ادامه می دهد که نمیتوان از کنار آنها با بیتفاوتی گذشت؛ بلکه باید با آنها با روش صحیح برخورد نمود تا بیشترین سود و استفاده حاصل آید؛ همچنانکه پیامدهای مثبت تکنولوژیهای نو در کیفیت زندگی انسان، قابل انکار نیست. در صورت عدم مدیریت صحیح نیز ممکن است تأثیرات مضرّ آن بر زندگی کودکان و نوجوانان غیرقابل جبران باشد؛ چنانچه مقام معظم رهبری در این باره می فرماید: «اینترنت، یکی از نعم بزرگ الهی است؛ امّا در عین حال، یک نقمت بزرگ هم هست؛ یعنی یک چاقوی دو دم و خطرناک... اینترنت الآن مثل یک جریان افسارگسیخته است... این، مثل آن است که کسی یک سگ وحشی را بیاورد، بگوید قلّادهاش کو؟ بگویند سفارش کردهایم آهنگر قلّاده را بسازد.»(1)
شیوه ها و روش های تبلیغ دین در فضای مجازی
تبلیغ دینی، ماهیت و مختصات خود را دارد که آن را از دیگر انواع تبلیغ متمایز می کند؛ غیرحسّی بودن غالب مفاهیم دینی، إبتنا بر حکمت و تدبیر، فراگیری و سادگی، شفافیت و بلاغ مبین، از جمله ویژگیهای تبلیغ دینی است؛ بدین سان، بیان نرم، تبشیر و انذار، از مختصّات هندسی تبلیغ دینی است. استماع سخن هر صاحب سخن و قبول قول احسن نیز شرط تبلیغ دینی است و بر سهل و سمحه بودن دین و فقدان اجبار، تأکید شده است.
در روایتی از امام علی (ع) چنین بیان شده است: «دعوت کنید؛ ولی عجله نکنید؛ زیرا با اجبار و عجله و درشتگویی، حجتهای الهی اقامه نمیشوند و برهانهای خداوند آشکار و عیان نمیگردد.»(2)
تبلیغ با ویژگی های اشارهشده، از مختصّات تبلیغ سنّتی و چهرهبهچهره در جهان اسلام است. تبلیغ سنّتی در جهان اسلام تجربهای طولانی و ویژگیهای منحصربهفردی دارد و همین ویژگیها نیز زمینههای توفیق و احیاناً نارسایی تبلیغ سنّتی در دنیای جدید را فراهم نموده است.
سه خصلت عمده تبلغ سنّتی عبارت اند از:
- پیوند تبلیغ دینی با شخصیت، اخلاق، رفتار و به طور کلّی، سیمای عمومی مبلّغ؛
- پیوند تبلیغ دینی با عنصر مکان «مسجد»؛
- فقدان فضای رقابتی جدّی در تولید یا توزیع پیام.
رسانه های جدید، شرایط راهبردی متفاوتی را در میدان فرهنگ و رابطه دین و فرهنگ ایجاد کرده اند. این رسانه ها با گسست از مکان و ایجاد فضای رقابتی، کالاهای فرهنگی متفاوت و گاهی متعارض را در سبد مصرفی فرهنگی شهروندان شهرها و روستاهای جهانی شده، قرار داده اند. رسانه های جمعی، با وجود انحصار دولت ها، توان آن را پیدا کرده اند که میدان فرهنگ در جهان اسلام را از انحصار مبلّغان سنّتی یا حتّی فرهنگی سنّتی خارج کنند.
منازعه و رقابت در حوزه فرهنگ دینی، نه بر قدرت فیزیکی و یا پول، بلکه بیشتر بر قدرت نمادین استوار است که از ماهیت تبلیغ دینی و ماهیت رسانه فرهنگی ناشی می شود. پس، کسانی که سرمایه فرهنگی بیشتری از حیث ماهیت و پیام و پوشش رسانه ای دارند، قدرت نمادین بیشتری در میدان پیدا می کنند. به همین دلیل، رسانه ها و دین و تبلیغ دینی باید همراه با یکدیگر مطالعه شوند؛ زیرا شهروند امروز، رسانه های جمعی مدرن را برای معنا بخشیدن به زندگی خود به کار می برند؛ در عین حال، همین افراد در پی امر استعلایی مکنون در دین و بیان آن از طریق ابزارهای موجود رسانه ای نیز هستند.
تقریباً هر مبلّغ دینی، از رسانه های ارتباطی مدرن استقبال می کند که شاید به جهت هزینه آنها، استفاده از این رسانه ها محدود شود؛ بدین ترتیب، جای شگفتی نیست که در حضور آنلاین در فضای مجازی، گستردهای از تحولات فرهنگی ـ دینی را کشف نمود؛ چون استفاده از رسانههای دیجیتال جدید، به فراخور بودجه غالب گروههای فرهنگی قرار دارد.
برای تبلیغ و نشر دین در صحنه فضای مجازی، شیوههای گوناگونی وجود دارد که مهمترین آنها عبارتاند از:
- ایجاد پایگاههای مبتنی بر متون دینی و قلم زدن در این عرصه؛
- جلوه های هنری: زبان هنر، زبان بینالمللی است. اگرچه قلم زدن و خطابه و بیان نیز هنر است، ولی هنرهایی مثل: نقاشی، نمایش، فیلم، کلیپهای کوتاه تأثیرگذار و آلبومهای تصویری زیبا، از جمله هنرهایی است که بدون استفاده از تکلّم، میتوان از طریق آنها پیامرسانی کرد.
- حضور فعّال در سامانههای تعاملی صوتی و ارتباط صوتی و بیانی با کاربران: یکی از متداولترین انواع شیوههای تبلیغ، بیان است.
دلایل و ضرورت استفاده از اینترنت در جوامع اسلامی
امروزه، غالب جوامع اسلامی از اینترنت استفاده می کنند و از بسیاری از امکانات و تسهیلات بیشمار آن، از قبیل دسترسی به انواع اطّلاعات علمی و فعّالیّتهای بانکی، بهرهمند میشوند.
فضای مجازی امکان برقراری ارتباط و تعاملات بین انسانها را در همه جهان با کمترین هزینه و صرفهجویی در وقت، فراهم نموده و آنها بهسادگی میتوانند به خواسته ها و نیازهای خود دست یابند. اینترنت، وسیله مفیدی است که باید استفاده صحیح و درست از آن نمود تا در سایه استفاده نامعقول از آن، دچار آسیبپذیری نشد.
در این قسمت، برخی از دلایل مهم رویآوری به استفاده از اینترنت بیان میشود:
- از بین رفتن مرزها و محدودهها؛
- اشتراکگذاری اطّلاعات؛
- بهکارگیری و داشتن نسخه پشتیبان از بانکهای اطّلاعاتی؛
- سهولت در دسترسی به منابع؛
- تبلیغات دینی.(3)
روششناسی تبلیغات ضد دینی
یکی از معضلاتی که شاید بسیاری از خانواده ها با آن روبهرو هستند، فرهنگ استفاده از اینترنت در عصر ارتباطات است. محتوای ضدّ اخلاقی و انسانی، یکی از آسیبهای اینترنت است؛ البته این تنها مشکل اینترنت نیست و هر کس در اینترنت ممکن است ناهنجاریهایی را دیده باشد که با فرهنگ خودش مغایر باشد.
در این پژوهش، سعی بر این است که نگاه کاربران اینترنت و فضای مجازی، دگرگون شود و با شناخت روشهای مورد استفاده توسط عاملان شیطان، ابزار مقاومتی جدید به کاربران هدیه داده شود. شناخت روشهای گوناگون در فضای مجازی، نمیتواند عامل اصلی بازدارندگی در این فضا باشد و باید عوامل محیطی مانند: زمان، مکان و یا سنّ کاربران را نیز مدّ نظر قرار داد. وسایل ارتباط جمعی به عنوان ابزاری جهت ارتباط و انتقال پیامها به آحاد مردم هستند که از جمله کارکردهای آن، سرگرم نمودن افراد است.
از سوی دیگر، بین ساختارهای فکری و فرهنگی جامعه و رسانههای جمعی، تأثیر و تأثّری متقابل وجود دارد؛ به گونهای که برخی رسانهها ضمن توجّه به نیاز مخاطبان، همسو با ارزشهای معمول جامعه حرکت میکنند و بعضی در یک حرکت ناملموس و خزنده، در جهت خلاف هنجارها و ارزش های نظام اجتماعی، ادامه حیات می دهند.
از دیدگاه برخی صاحبنظران، رسانه ها می توانند زمینه توسعه فرهنگی جوامع، اقشار و گروه های مختلف جامعه را فراهم آورند؛ امّا در شرایطی که بسیاری از مردم به دلیل برخی مشکلات، کالای فرهنگی کمتری در سبد مصرفی ایشان قرار میگیرد، با فقر اطّلاعات فرهنگی سالم مواجه هستند که در چنین وضعیتی، برخی رسانه ها با استفاده از این کاستی و در جهت اهداف ناصحیح خود، تبلیغات ضد دینی را با روشهای زیر ترویج میدهند:
1. هویت سازی کاذب
عدم رعایت بیطرفی در کسب و انتشار اخبار، از اصول اوّلیه این دسته از رسانهها در انعکاس اخبار است. حوادث و رویدادهای منعکسشده توسط این رسانهها، گاهی به صورت تلقین و گاهی تحریک است؛ یعنی مسائلی غیرواقعی با عنوان باور عمومی و واقعیت، به مخاطب تلقین می شود.
در این روش که با استفاده از برخی جذّابیّتهای غیرملموس رسانهای صورت میگیرد، فرد متوجّه نیست که افکار و عقاید غیرواقعی او توسط دیگران شکل داده میشود. این رسانهها با سازوکار هویتسازی کاذب در افراد و جعل ماهیت جریانات و رخدادها، سعی میکنند فضایی بیافرینند که نظر خوانندگان را به خود جلب کند.
شیوههای این رسانهها با توجّه به سنّ، نیازها، موقعیتهای مخاطبان، نگرش ها و تمایلات آنهاست. نوع بیان در این رسانه ها نیز به گونه ای است که حالات و احساساتی را در گیرنده مطالب ایجاد می کند. الفاظ بهکاررفته عمدتاً جذاب و برانگیزاننده عواطف و احساسات است. بهرهگیری از برخی واژهها، اصطلاحات و الفاظ شیک که تعریف دقیقی از آنها وجود ندارد، به این رسانه ها اجازه می دهد بر طبق شرایط خود، تعابیر و تعاریفی ارائه نمایند که برای رسیدن به هدفشان مفید باشد.
صاحبان این رسانه ها چنین القاء می کنند که برای جذب نظر مخاطب، باید روی انگیزش ها و نیازهای مادّی افراد دقّت نمود و موضوعات خاصّی را برگزید که مورد توجّه آنهاست و بدین ترتیب، از این نیازها جهت جلب توجّه مخاطب، بهرهمند شد.
از این منظر، اجراء چنین هدفی با زمینهچینیهای لازم و طرح حوادث و معضلات لاینحل ممکن می شود؛ بهطوریکه مخاطب، خود را درون این حوادث جای میدهد و یا احساس میکند که این حوادث در زندگی او تأثیرگذار است.
نکته اصلی در چنین شیوهای، کشف معضلاتی است که در محیط فردی و اجتماعی افراد وجود دارد؛ این عمل، واکنشهای منطقی افراد را کاسته و در مقابل، واکنشهای عاطفی آنها را در خصوص موضوع دلخواه این رسانهها برمیانگیزد.
این نوع تبلیغات ضدّ دینی، افکار عمومی را مشوش و گمراه ساخته و راه تفهیم و تفاهم، مسدود میگردد و نهایتاً قضاوت منصفانه و واقعبینانه و به دور از تشنج و التهاب، عملاً غیرممکن شده و ادراک درست خواننده از دنیای خارج از محیطش، صدمه میبیند.
2. ایجاد سطحینگری در مخاطب
از دیگر شگردهای برخی رسانه ها، رواج سطحی نگری، گسترش لذّات حسّی و توسعه احساس نیازهای مادّی است. محدود کردن نگرش مخاطب به موضوعاتی پیش پا افتاده، تحریفشده، مادّیگرایانه و امثال آن، به بحران قطع پیوند جامعه از پیشینه فرهنگی و عرفهای خود منجر میشود. در این شیوه، ضمن ایجاد نیازهای سطحی و ظاهری جدید، مخاطب از نیازهای واقعی خود به دور میماند.
به طور نمونه، تأکید بیش از حدّ بر عنصر زیبایی به عنوان کلید و رمز موفقیتهای فردی و اجتماعی زنان، به نیازآفرینی شدید در آنها و در نهایت، تمایل آنها به شیوه های زیبایی اندام، زیبایی صورت و زیبایی های مصنوعی میانجامد. بدین ترتیب، انواع متدهای آرایش و زیبایی و نیز کالاها و لوازم آرایش، فرصت تبلیغ و توصیف در چنین رسانهای را پیدا کردهاند و در پرتو ارضاء این نیاز غیرواقعی، این رسانهها بهراحتی محتوای ضدّ دینی مدّ نظر خود را به مخاطب القاء میکند.
3. وارونه سازی حقایق با بهره گیری از قدرت نرم
انعکاس اخبار خلاف حقیقت و برجسته کردن آن، قدرت تعقّل، تفکّر و استدلال مخاطب را در خصوص واقعیت گرفته و مخاطب، همواره به صورت ناخودآگاه خود را در سیطره تبلیغات ارائه شده میبیند؛ بدین ترتیب، تقلید بدون فکر، جای استدلال را در ذهن مخاطب میگیرد. شیوه اینگونه رسانهها که از آن با نام جنگ نرم یاد میشود، دست یافتن به توانایی شکلدهی و جذب جامعه هدف بدون بهرهگیری از اجبار است.
ایجاد احساس همراهی در مردم نسبت به منافع مشترک با استفاده از مسائل رسانهای، در زمره مهمترین عناصر برای اعمال قدرت نرم تلقّی میگردد. مثال مشخّصی که در این باره قابل بیان است، استفاده از قدرت نرم در ایجاد رژیم صهیونیستی است؛ این بهرهبرداری، باعث شد این رژیم از بدو پیدایش، سالیان سال بتواند بر افکار عمومی دنیا مسلّط شود و هیمنه آن، تنها پس از آنی فرو ریخت که رسانههای رقیب در تبیین واقعیات این رژیم، بروز و ظهور کردند.
راهبرد این رژیم بر دو محور نظامیگری و رسانهای استوار بوده است. صهیونیستها حتّی از توانمندی رسانهای برای غلوّ در حوزه نظامی استفاده کردهاند؛ به گونهای که از خود، قدرتی در افکار عمومی نشان دادند که باعث وحشت دیگران شد؛ وحشتی که سالیان سال باعث شد کسی به فکر مقابله با این رژیم برنیاید.
روند تاریخی نبرد رسانهای نشان میدهد که اهمّیّت این ابزار و سلاح تبلیغاتی برای صهیونیسم، در کنترل افکار و شستشوی مغزی مردم جهان چنان مهمّ و حیاتی بود که کنگره صهیونیسم سال 1897 میلادی در سوئیس، تصمیماتی درباره چگونگی سیطره بر رسانههای فراگیر گرفت که به پروتکل رهبران صهیونیسم معروف شد.
در این پروتکل آمده است: «ما هنگامی در تشکیل دولت اسرائیل موفّق خواهیم شد که بر ابزارهای تبلیغاتی و مطبوعاتی جهان، تسلّط داشته باشیم.»(4)

خاستگاه تبلیغات ضد دینی
ریشههای تبلیغات ضدّ دینی را میتوان چنین ترسیم کرد:
1. جهالت و ناآگاهی از ماهیت گروههای اسلامگرا
رواج پدیده اسلامهراسی در جریان بیداری اسلامی، زاییده ناآگاهی از تفکّرات و ادبیات گروههای اسلامی است. مغربزمین با سوء نیّت خود، برداشتهای بهاصطلاح تکهتکه و نسبتهای دادهشده به اسلام از سوی دشمنان را کنار هم قرار میدهد و برخی اشتباهات مطرحشده از سوی برخی از افراد وابسته به گروههای تندروی اسلامی را که خطّ رسمی اسلام نیست، در کنار هم قرار میدهد و از آن، علیه اسلام استفاده میکند.
آنها بدین ترتیب، چهره ای روشمند و غیرمنطقی از دین ارائه می دهند؛ این در حالی است که متدیّنان نیز عمدتاً فرصتی نمییابند تا مانند فرصتی که به دشمنان داده شده است، خود را معرّفی کنند و ایدههای خویش را مطرح نمایند.
2. اختلاف اعتقادی
بسیاری از دولتهای نوپای اسلامی، به دنبال سیستمهای لائیک، در صددند بتوانند دین را از دولت جدا کنند؛ این در شرایطی است که آنها در ایدههای خود مبانی ملّیگرایی، سوسیالیستی، لیبرالیستی و چپگرایی را تبلیغ کنند.
3. برداشتهای گزینشی تاریخی از عملکرد اسلامگرایان
علّت دیگر اسلامهراسی در دوره جدید، برداشتهای گزینشی و عمدی از تاریخ است که باعث شده برخی نگرانیها در مورد مسلمانان مطرح شود. برخی ادّعاها در زمینه سازمانهای سرّی و نظامی مسلمانان و عملیات استشهادی و تلاش برای ترور معاندان و مرتدان، از دیگر مسائلی است که این نگرانیها را ایجاد کرده است.
عوامل مؤثّر در تبلیغات ضد دینی
به طور کلّی، مهمترین عواملی که در تبلیغات ضدّ دینی و مذهبی قابل تصوّر است، عبارت است از:
1. تنوّع و جاذبه
در مورد تولیدات رسانه ای باید گفت تماشاگر باید تسلیم جاذبه رسانه شود؛ چرا که او با پای اختیار آمده و اگر در این دام نیفتد، میرود. اگر تبلیغات جاذبهای نداشته باشد، تماشاگری پیدا نمیکند و تبلیغ بدون بازدیدکننده نیز ارزشی ندارد. طبیعت زندگی بشر نیز با این اقتضاء همراه است که مردم از آنان که در مشهورات شک میکنند، خوششان نیاید.
ورود به صفحات فضای مجازی، میزان استقبال کاربران را نشان میدهد؛ وقتی تبلیغات در صفحات اینترنت قرار داده میشود، کاربر برای ورود به آن باید هزینه پرداخت نماید تا بتواند ببیند؛ یعنی از همان آغاز این نتیجه منطقی پذیرفته شده که مطالب فضای مجازی باید برای کاربران جاذبه داشته باشد تا این هزینه برای کاربران صرفه داشته باشد.
جذّابیّت، شرط لازم است؛ امّا شرط کافی نیست. پس، نمیتوان در باب آن حکمی مطلق صادر کرد. جذب بازدید کنندگان نیز نمی تواند همه هدف پایگاهها باشد؛ هر چند جذّابیّت اوّلین شرطی است که اگر وجود نیابد، وبگاهی محقّق نمی شود. پس از این واقعیت، نمیتوان حکمی استخراج کرد؛ مبنی بر تأیید آنچه تاکنون در فضای مجازی در بُعد تجاری میگذرد.
از جانب دیگر، مفهوم و حدود جذّابیّت در اینترنت به جواب این سؤال بازمیگردد که برای چه باید در فضای مجازی تبلیغ کرد؟ به طور کلّی، فضای مجازی را هم میتوان به سوی آن ابتذالی هدایت کرد که پیش روست و هم به سوی تبلیغات دینی و محتوای اسلامی سوق داد.
گستره عامل تنوّع و جاذبه، در موارد زیر است:
- ارائه ابزار
امروزه با کوچک شدن جهان تا مرز دهکده و طرح نوین جهانی، ابزارهای بسیاری در خدمت دشمنان قرار دارد تا اهداف ضدّ دینی و ضدّ انسانی خود را به صورت مؤثّر در جهان تبلیغ کنند و با حذف اسلام و روشهای انسانی، به رونق اقتصاد خود که متّکی بر نفی نظامهای بشری است، بیفزاید.
- بازیهای رایانهای
بازیهای رایانهای، یکی از ابزارهای بهکارگیریشده در جهت اهداف ضدّ دینی است که برخلاف دیگر ابزارهای این میدان، مانند فضای مجازی و فیلم سینمایی، به مخاطب این امکان را می دهد که به جای تماشاچی بودن، خود به ایفای نقش بپردازد.
از جمله اهداف ضدّ دینی که در بازیهای رایانهای پیگیری میشود، عبارت است از:
- - معرّفی کردن دین اسلام به عنوان منشأ تروریست در جهان؛
- - حمله به تمامی ادیان الهی؛
- - انتقال فرهنگ یا از بین بردن فرهنگها؛
- - انتقال هرزهنگاری از فضای حقیقی به فضای سایبری.(5)
- تالارهای گفتوگوی مجازی
از جمله امکانات اینترنت، اتاقهای گفتوگوست که به صورت بخشی از یک وبگاه و به صورت مستقل، امکان گفتوگوی صوتی و تصویری و یا نوشتاری را به کاربران اینترنت میدهد. معمولاً در این وبگاهها تالارهای گفتوگو به صورت موضوعی تقسیم شدهاند و تقریباً یکی از تالارهای گفت و گو در تمامی پایگاه ها، بخش مذهبی است که کاربران با گرایشهای مذهبی یا ضدّ مذهبی در این تالارها به گفتوگو میپردازند.
مبلّغان دینی نیز میتوانند با راهاندازی تالارهای گفتوگو در وبگاه یا وبلاگ به ابراز نظر و تبلیغ بپردازند و یا از اعتقادات دینی در برابر هجمههای ضدّ دینی دفاع کنند. با توجّه به گسترش تالارهای گفت و گو و استقبال کاربران از آن، یکی از مهمترین ابزارهای دینی می توانند باشند.(6) همچنین، از دیگر ابزارهای دینی می توان به پایگاه های نوشتاری فضای مجازی اشاره نمود.
2. مخاطبشناسی
شرط موفّقیت و القاء مطلب و رسیدن به مقصود در امر تبلیغ، شناخت صحیح مخاطب است. میزان و کیفیت رسانه های جمعی بر مخاطبان، همواره توجّه جامعهشناسان، ارتباطگران و سیاستمداران را به خود معطوف داشته است.
با مراجعه به بسیاری از پایگاههای فضای مجازی، درمییابیم که تقسیمبندی خاصّی در ارائه محتوا وجود دارد که در این تقسیمبندی ملاحظاتی لحاظ شده است. در ادامه، برخی ملاحظات محتوای ضدّ دینی و ضدّ ارزشی در فضای مجازی که به تقسیمبندی و ارائه با اسلوب منجر شده، بیان میشود:
- - شناخت گروه مخاطب؛
- - شناخت خصوصیات هر گروه؛
- - شناخت آداب و مقرّرات هر گروه؛
- - شناخت ضرورتها، نیازها و آسیبهای هر گروه.
در برقراری هرگونه ارتباط و انتقال پیام، به طور مستقیم یا غیرمستقیم، در نظر گرفتن ویژگیهای عمومی و وضعیت عاطفی و انگیزشی مخاطب، اهمّیّت بسزایی دارد. باید مخاطب را شناخت، راهکارهای نزدیک شدن به او را آموخت و در او آمادگی روانی در خصوص موضوع ایجاد کرد.
3. معرّفی الگو
امروزه، دشمنان دین به این نتیجه رسیدهاند که راز اصلی پیروزیها و شکستناپذیری که در مجموعه آموزههای دینی وجود دارد، ذهنهای هوشیار و هوشمند و دلهای آگاه و مؤمنی است که وجود دارد و اینهاست که توانسته از دین در برابر تهدیدات دشمن دفاع کند.
دشمنان تلاش میکنند با توسّل به هنجارهایی که حاکم است و ارزشهایی که خوب و بد را تعریف میکند و حتّی الگوهای ذهنی که جامعه اسلامی، تحلیلش از دین و جهان بر اساس آن الگوها تثبیت شده، نفوذ کرده و آن را بشکنند تا بتوانند الگوهای جدیدی را جایگزین الگوهای شناختی جامعه اسلامی کنند.
ماهواره، یکی از اصلیترین ابزارهای دشمن در راستای تحقّق اهداف آنها و معرّفی الگوهای مدّ نظر جامعه اسلامی است؛ به طوری که بیش از30 شبکه رادیویی و 55 شبکه تلویزیونی ماهوارهای فارسیزبان، علیه دین اسلام فعّال هستند(7) که بیشتر این شبکهها، قصد پر کردن اوقات فراغت خانوادههای مسلمان را ندارند؛ بل